خرید بک لینک
هر که را با زیبایی گونههایت و موهای لطیف تازه رسته آن، سودای عشق درگیرد، تا زنده هست از دایره فرمان عشق( و فرمانبرداری معشوق) بیرون نرود.۲- آنگاه که چون لاله سر از خاک گور بردارم، داغ عشق در حقیقت جان و ژرفای دل هویداست(نجم رازی: هفت طبقه دل: صدر، قلب، شغاف، فواد، حبهالقلب، سویدا و مهجهالقلب. سویدا: طور ششم و آن معدن مکاشفات غیبی و علوم لدنی است و منبع حکمت و گنجینه خانه اسرار الهی و محل علم اسما... مرصاد العباد، ۱۹۷)۳- ای گوهر زیبا و یگانه! کجایی؟! از غم عشقت چشم همه مردم از اشک چون دریاست!( در این بیت و بیت اول و تا حدودی بیت ۶ عشق عرفانی مورد نظر است و معشوقی که همگان با کشش درونی خالق و مخلوقی به دنبالش هستند)۴- اگر خواهان تماشا و نشستن لب جوی هستی، بیا در کنارم که از عشقت، از پای هر مژهام آب جاری است.۵- چون گل از پرده غنچه و چون شراب از خم( خانلری: چون دل من)، لحظهای بیرون آی و به دیدار شتاب کن، که شاید دیدار دیگری فراهم نشود.۶- سایه گسترده موهای زیبایت همیشه بر سرم باشد'>باشد! که آرام جان عاشق در خنکای این سایه است.۷-چشمان زیبایت از روی ناز به حافظ نگاهی نمیاندازد، آری بی اعتنایی ویژگی چشمان خمار زیبای توست.دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: يکشنبه 16 بهمن 1401 ساعت: 13:52

حرکت آفرینی عشقهر شبي عشقت جگر مي سوزدمهمچو شمعي تا سحر مي سوزدمبي پر و بال توام تا عشق توگاه بال و گاه پر مي سوزدمعطار غزل ۴۹۵وقتی فراق دردهای بیشمار آرد و رسیدن به وصال سختتربن کار، تمام دشواریها برای عاشق سهل میگردد و در مقایسه با سختی فراق آنها را خرد و قابل انجام میداند و این یعنی حرکت آفرینی عشق!عشق سوزاننده تاریکیهای درونصیقل عشق ورا بگزین که تا از آینهتزود بزداید به لطف خویشتن او زنگ زنگمولانا، غزل ۱۳۲۵بدیهای اخلاقی که غزالی، فیض کاشانی و ...کتابهای پر برگ( احیاء علوم الدین و...) بر آن نگاشتهاند، چگونه از وجود انسان رخت برمیبندد؟! وانگهی با رفتن هر بدی( حسادت، بزرگ بینی، خودخواهی، بدبینی و ...) دیوی دیگر سر در میآورد.آری عارفان و سالکان به درستی عشق را سوزاننده همه آنها و روشناییبخش جان میدانند.دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: يکشنبه 16 بهمن 1401 ساعت: 13:52

چه حکایت غریب و باورنکردنی است، انکار شراب ازسوی من( پس از چشیدن طعم وقت و حال خوش) این قدر عقل و کاردانی دارم که چنین نکنم.۲-راه میخانه عشق را به درستی نشناخته بودم، وگرنه هرگز از این شراب پرهیز نمیکردم.۳- زاهد و خودبینی ونمازش، و من با شراب حال خوش و نیازم، تا تو ای معشوق دیرین، کدام را انتخاب میکنی و میپرورانی؟!(بیتردید نیاز؛ رند از ره نیاز به دارالسلام رفت)۴-عشق و حال خوشش در گرو هدایت اوست و زاهد از رسیدن به شاهراه رندی معذور است.۵- من که هر شب در حال خوشم، با نوای دف و چنگ، راهزن پارساییام، اکنون سر به راه شوم، این چه حکایتی است؟!۶-(و سرانجام بدان!) در تسلیم پیر مغانم که از نادانی(خودبینی و دین ظاهری) رهاییام داد، پیر ما آنچه انجام دهد عین توجه حق است(خانلری: عین ولایت باشد)شمس تبریزی: معنی ولایت چه باشد؟ آنکه او را لشگرها و شهرها و دیهها؟نی، بلکه ولایت آن باشد که او را ولایت باشد بر نفس خویشتن، و بر احوال، صفات، کلام و سکوت خویشتن و قهر در محل قهر و لطف در محل لطف.( مقالات ۸۶- ۸۵)۷- و دیشب از ناراحتی خوابم نبرد، که یار همراهی(خانلری: حکیمی) میگفت: مستی و سرخوشی حافظ جای گلایه دارد!دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: يکشنبه 16 بهمن 1401 ساعت: 13:52

تشنهتر شدم و تو دورتر میشدی! ۱۴۰۱/۱۰/۲۳ دکتر مهدی صحافیان آرامش و پرواز روح

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: دوشنبه 3 بهمن 1401 ساعت: 16:50

در زیبایی، خوش خلقی و وفاداری کسی همپای معشوق ما نیست و تو در جایگاهی نیستی که در این خصوص عظمت ما را انکار کنی!۲- گرچه زیباییها را به نمایش گذاشتهاند(ازین جهت به انکار ما اندیشیدی) ولی به زیبایی و دلنشینی معشوق ما نمیرسند.۳- سوگند به همنشینی دیرینه که هیچ رازداری به معشوق یکدل استوار در عشق ما نمیرسد.۴-خامه آفرینش هزار نقش زیبا مینگارد، ولی یکی به دلریایی معشوق ما نمیرسد.۵- هزار سکه خالص زر در بازار جهان میآورند، ولی یکی به سکه حقیقی معشوق ما نمیرسد(ایهام: قوام الدین صاحب عیار وزیر شاه شجاع که ممدوح حافظ بودهاند)نکته: با ۵ بار تکرار یکتایی معشوق نسبت به دیگر زیبارویان و ... لسانالغیب جوهره عشق را به تصویر میکشد و این جوهره اساس توحید نیز هست(هیچ پرستش شوندهای چون خداوند نیست- شعار توحید-)۶- افسوس قافله زندگانی چنان رفت که گرد آن هم به شهر ما نمیرسد( ایهام: تاسف از رفتن صاحب عیار و از بین رفتن خوشی)۷- ای دل از سرزنش( خانلری: طعن حسودان)حسود رنجه نشو! استواردل باش که به درون امیدوار مشتاقمان گزندی نمیرسد.۸- آنچنان زندگی کن که پس از مرگ، غبار تنت هم خاطر کسی را نیازارد.۹- سوخت حافظ در عشق تو یگانه!میترسم که شرح مثنوی عشقم به گوش پادشاه کامروایم(ایهام: معشوق یا ممدوح) نرسد.دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: دوشنبه 3 بهمن 1401 ساعت: 16:50


"لا الا الا الله"( سوره ۳۷ ایه ۳۵ سوره ۴۷ آیه ۱۹ و در ۳۷ مورد مفهوم لا اله الا ...)
"هیچ ستایش شدهای چون خداوند نیست"
به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
تو را درین سخن انکار کار ما نرسد
حافظ(غزل ۱۵۶)

رکن اساسی عشق یکتا دانستن معشوق در زیبایی و دلپذیری است.
درونمایه عشق در رکن اساسی توحید(شعار توحید) میدرخشد.

دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: دوشنبه 3 بهمن 1401 ساعت: 16:50

صفحه بندی